ای سید ما! ای مولای ما! ما آنچه باید بکنیم، انجام میدهیم؛ آنچه باید هم گفت، هم گفتیم و خواهیم گفت. من جان ناقابلی دارم، جسم ناقصی دارم، اندک آبرویی هم دارم که این را هم خود شما به ما دادید، همه اینها را من کف دست گرفتم، در راه این انقلاب و درراه اسلام فدا خواهم کرد؛ اینها هم نثار شما باشد
.
.
.
نگاه ما به افق همچنان همان وری است
بجز موارد جزيی که زیر روسری است
قرار بود بچرخد، قرار بود... نشد
و این نتیجه ی یک عمر زود باوری است
خدا نیامرزد بانیان سازش را
اگرچه منظورم ((تخم لقِ)) دیگری است
بزن برقص، نشد دم بگیر نوحه بخوان
خلاصه اینکه هدف جذب حداکثری است
خلاصه اینکه علف حق شهروندی شد
نگاه ما به افق گوسفند پروری است
□
عوام در کافه، ای خواص در لغزش
چه کرده اید بجز کاسبیِ بعد تنش؟
به مفت خوردنتان بین حمله و سازش
به این جهنم فتنه نگو، بگو جنبش
"نشسته اید به حذف مفاد بدعهدی
به رونمایی فتوای ناقص بعدی"
به مفت خوردنِ از موضع جهان بینی
میان دین سیاسی، سیاست دینی
به باج خواهیِ در رفع حصر تمرینی
جناب شیخ چرا فقر را نمی بینی؟
"چقدر زجه ی ما توی نطفه سانسور شد
گلوی احمدیِ روشن از بتن پر شد"
شعار این ها شعرِ جماعت قبلی ست
و در ادامه ی طرح حماقت قبلی ست
نتیجه هم عینا مثل خفت قبلی ست
اگرچه این ها هم کار دولت قبلی ست!!!
"نه اینکه سگ دوی ما توی چهارچوب نبود
زمان ما ژن خوب و ذغال خوب نبود"
□
هدف وسیله ی توجیه کردن ما شد
چقدر خوب که اصل ((نفوذ)) معنا شد
چه فرق می کند امروز تاج و عمامه؟
در این زمینه که دیوار فقر حاشا شد
جناب شیخ که هشتاد و هشت توبه شکست
جناب شیخ که چندیست توبه فرما شد
کسی که در دهه ی شصت جزء این ها بود
و بعد در جهت باد، جزء آنها شد
{شناسنامه} به استخر رفت از روزی
که سرنگون شدن پهلوی معما شد
.
.
.
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۶ ساعت 19:17 توسط مرتضی عابدپور لنگرودی
|